️ذبح پرندگان و احیاء آنان در کلمات اهل معرفت
در کلمات اهل عرفان؛ درخواست احیاء پرندگان، ناظر به شهود و تحقق آن بدست ابراهیم به عنوان ظهور اسم «المحی» مطرح است و البته این معنای بلند نفی کننده بحث «علم کلام» که ناظر به معاد جسمانی است و از قرآن استفاده می شود، نیست. بلکه معنایی بالاتر را در نظر دارو که به خود حضرت ابراهیم ارتباط پیدا می کند. در بحث دیگری که اهل معرفت دارند علت چهار پرنده و علت انتخاب نوع هرکدام مطرح است. آنها می گویند؛ هر کدام از این پرندگان نمادی از خصوصیات منفیِ اخلاقیِ آدمی معرفی شده؛ طاووس، نماد جاه طلبیهای زیاد در دنیا است. خروس، نماد شهوترانی است. کبوتر، نماد لهو و لعب و بازیگری در دنیاست. کلاغ، نماد داشتن آرزوهای دور و دراز است. و در اشعار عرفانی چنین نقش بسته؛ سر ببر این چهار مرغ زنده را سرمدی کن خُلق ناپاینده را بط و طاووس است و زاغ است و خروس این مثال چهار خُلق اندر نفوس بط حرص است و خروس آن شهوت است جاه چون طاووس و زاغ اُمنیت است. (مثنوی،دفترپنجم)
لوط از اقوام حصرت ابراهیم بوده و مسئولیت تبلیغ دین ابراهیمی در شهرهای فلسطین را داشته است و آنچنان پیامبر قابل قبولی است که ۲۷ بار نام او در قرآن ذکر شده است. اما در مورد جریان نزول عذاب به قوم لوط و حضور یافتن فرشتگان عذاب به محضر حضرت ابراهیم در سوره هود از آیه ۶۹ تا آیه ۸۲ ، و نیز در سوره عنکبوت آیه ۲۸ تا آیه ۳۴ آمده است.
براهیم و گفتگوی ممتد با خدا درباره عذاب قوم لوط
مهم در این جریان این است که حضرت ابراهیم وقتی از نزول عذاب مطلع شد، تمام تلاش خود را در گفتگوی با خدا از طریق وحی نمود که خداوند این عذاب را نازل نفرماید و خداوند سبحان چنین می فرماید؛ «مَّا ذَهَبَ عَنۡ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلرَّوۡعُ وَجَآءَتۡهُ ٱلۡبُشۡرَىٰ يُجَٰدِلُنَا فِي قَوۡمِ لُوطٍ – و با ما درباره قوم لوط و هلاكت آنها شروع به گفتگوی پی در پی کرد..(هود/۷۴) و این گفتگوی ابراهیم با خدای متعال نشان از اوج ظهور رحمت الهی در قلب ابراهیم است، و عارفانی چون صاحب فصوص؛ این رحمت و محبت را ظهوری از «مقام خلیل اللهی» ابراهیم (ع) توصیف نموده اند. (ر.ک؛ فصوص ؛ فص ابراهیمی)
️ ابراهیم و نیل به والاترین مقام قرب الهی در مکه
حضرت ابراهیم ، بعد مدتها اقامت در فلسطین و جریانات گوناگون ، عازم حجاز شد و جریان ذبح و ساختن کعبه پیش آمد. عبادات و ساختن کعبه و ذبح اسماعیل در قرآن بصورت مفصل گزارش شده است ؛ ورود به مکه و آنچه اتفاق افتاد سوره بقره از آیه ۱۲۴ تا آیه ۱۲۸ قرار دارد.
️حج ، پایگاه توحید برای بشریت تا قیامت
مهم؛ تاسیس یک پایگاه توحیدی برای ابد توسط ابراهیم است، پایگاهی که الهام بخش قیام در تمام اقصی نقاط جهان تا قیامت خواهد بود؛ “جَعَلَ ٱللَّهُ ٱلۡكَعۡبَةَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ قِيَٰمࣰا لِّلنَّاسِ” (مائده / ۹۷)
️ ذبح فرزند بوسیله پدر
در جریانات مربوط به ابراهیم خلیل در مکه ، جریان ذبح اسماعیل که پایگاه اصلی “عید قربان” را رقم زده، در خور توجه عالمان و دانشمندان قرار گرفته. این واقعیت پر اسرار در سوره صافات آیه ۱۰۲ تا آیه ۱۰۸ آمده است. مهم این است چگونه یک پدر دست به قتل فرزند میبرد! دانشمندان دینی در این رابطه پاسخ هایی دارند، برخی علماء علم اصول این ماجرا را حمل بر “اوامرتمرینی” کرده اند که همیشه اوامر خدا قطعی نیست، گاهی به لحاظ مصالحی تمربنی است.
علماء علم عرفان مانند امام خمینی بالاتر این را در اثارشان مطرح کرده اند و خلاصه آن این است که ابراهیم (ع) در مقام فناء همه چیزخود برای حق تعالی بوده و در این مقام فقط و فقط شهود حق برای او مطرح بوده و لاغیر . (تعلیقه امام خمینی بر فصوص / فص اسحاقی) هرچه بود، نشان از عظمت حضرت ابراهیم و فرمان پذیری اوست. حضرت استاد معظم علامه حسن زاده آملی می فرمایند: “غلبه سلطان عشق و تخلُل و سریان محبت حق در شراشر حضرت خلیل الرحمن .. [جاگرفت ] معشوق را فنا کرده بود .. ابراهیم خلیل از حقانیت خُلتش -خلیل بودنش- أعزّ اشیاء در نزدش فرزند را به قربانگاه برد و فرزند نیز که فرزند همین پدر است تسلیم محض است از خویشتن بگذشت تا به جایی که جبین بر خاک گذاشت.(کتاب ممد الهمم/۱۷۱) جریان ذبح از اسرار ما بین خدای و بنده برگزیده اش ابراهیم بود و ما به شواهدی دسترسی داریم و از کنه مطلب کاملا دوریم . بالاخره ، از جانب حق برای او فدا آمد کما قال؛ “وفدیناه بذبح عظیم”. (صافات/۱۰۷)
سوره ابراهیم از آیه ۳۵ تا آیه ۴۱ ناظرِ به دعای های حضرت ابراهیم در سرزمین مکه است و بیت الله الحرام است. در سور دیگر قرآن مانند بقره ، انبیاء ، هود و.. دعاهای حضرت ابراهیم آمده که در موضوعات ذیل است؛ قبولى بناى كعبه، آبادیِ و امنیت و رونق مکه، آمرزشخواهى، احياى مردگان، اقامه نماز و نمازگزار بودن نسلش، پيوستن به صالحان، جلب دلها به آلابراهيم، خوشنامى، داشتن نسلى صالح و مطيع حق و دور از بتپرستى، رزق و روزى، رهايى از فتنه كافران.
️ وفات شگفت آور ابراهیم
و بعد بازگشت به فلسطین داشته و در انجا در سن ۱۷۵سالگی رحلت کرد و در شهر الخلیل دفن شد. ابراهیم تنها کسی است که از خدا دوبار عمر گرفت و خدا در بیان علت امتدادِ عمر ابراهیم به مللک موت فرمود؛ “او میخواهد زنده بماند تا عبادت کند..” تا اینکه پیرمرد کهن سالی دید که قدرت هضم غذا نداشت و غذا از دهانش بیرون می آمد ..از خدا خواست که فرشته موت را بفرست. همین وقت به خانه خود بازگشت، ناگاه یک شخص بسیار نورانی را که تا آن روز چنان شخص زیبایی را ندیده بود، مشاهده کرد، پرسید: «تو کیستی؟» او گفت: من فرشته مرگ هستم.» ابراهیم گفت: «سبحان الله! چه کسی است که از نزدیک شدن به تو و دیدار تو بیعلاقه باشد، با این که دارای چنین جمالی دل آرا هستی.» عزرائیل گفت: «ای خلیل خدا! هرگاه خداوند خیر و سعادت کسی را بخواهد مرا با این صورت نزد او میفرستد، و اگر شر و بدبختی او را بخواهد، مرا در چهره دیگر نزد او بفرستد». آن گاه روح ابراهیم را قبض کرد.(بحار ج۱۲ ص۷۹)
️ شرق و غرب عالَم را ابراهیم گرفته
امروزه شرق و غرب عالَم را نام ابراهیم گرفته و همه ادیان الهی ، با واسطه پیرو آن بزرگوار هستند چرا که آن سه دین رسمی در جهان است اعم از اسلام و مسیحیت و یهود ، در اصل پیرو انبیائی هستند که از اولاد ابراهیم اند. پیامبر رحمت و عزت رسول الله(ص) افتخارش در این است که درباره او ، دعای مستجاب ابراهیم است ؛ «انا دَعوة ابی ابرهیم».(بحار، ج ۱۲ ص۹۲ و کنز العمال)
ما چگونه و دیگران چگونه ملتی برای ابراهیم (ع) هستیم؟
سوال این است ؛ آیا ما ( در شرق) و یا آنها (در غرب) ؛ ملت ابراهیم هستیم؟! صدالبته که از نظر اعتقادی ؛ فقط ما ملت ابراهیم هستیم چرا که طبق اعتقاد جازم ما دین آنان منسوخ شده است و محلی از اعراب ندارند. اما در رفتار و اخلاق و سلوک دینی و اجتماعی آیه شریفه “مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ” (حج /۷۸) با ما و در مورد ما منطبق است ؟
میزان ابراهیمی بودن شرق و غرب عالَم
پاسخ این سوال در این است پنج عنصر حیاتی حضرت ابراهیم را بررسی کنیم تا میزان انطباق ما مشخص شود.
۱ ) ابراهیم مسیر زندگی اش آگاهانه بود
او مسیر آگاهانه داشت ، نه دنباله رو بزرگترهای قبیله یا بزرگترهای جامعه ، و لذا با هر تقلید کورکورانه سرناسازگاری داشت؛ در حالیکه با صراحت او را تهدید کردند : « اى ابراهیم آیا تو از معبودهاى من روى گردانى؟ اگر دست برندارى، سنگسارت مى کنم – قال اراغب انت عن الهتى یا ابراهیم لئن لم تنته لارجمنّک و اهجرنی ملیّاً» (مریم/۴۶)
٢ ) ابراهیم نگاهی واقع بینانه داشت
ابراهیم بر اساس نگاه واقع بینانه ، هر آنچه زودگذر و زوال پذیرد بود ، دل نمی داد. درباره خورشیدپرستی به صراحت گفت : « پس چون شب بر او پرده افكند، ستارهاى ديد؛ گفت: اين پروردگار من است. و آنگاه چون غروب كرد، گفت: غروبكنندگان را دوست ندارم – فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ». (انعام/۷۶)
۳ ) بی اعتنا به رنج همگانی و ظلم ظالمان
ابراهیم خلیل (ع) به رنج جامعه خود از ظلم و فقر و نا اگاهی توجه داشت و خود را در برابر جامعه و مردمانش مسئول می دانست ، و می دانست در جامعه فاسد؛ انسانها زجر می کشند و ذره ذره خاموش می شوند. به همین منظور به خودکامگان زمانه خود می تازد و بت دروغین آنان را می شکند حضرت ابراهیم(ع) پس از آن که ایمان به توحید را امرى روشن و فطرى قلمداد نمود، به یک مهم همگان را متوجه ساخت و آن اینکه مبادا “ظلم” کنید و فرمود: « آن ها که ایمان آوردند و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آنِ آن هاست، و آن ها هدایت یافتگانند. – الّذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن وهم مهتدون». (انعام/۸۲)
۴ ) ابراهیم نمونه و الگوی مهروزی و محبت به همه انسانها
ابراهیم (ع) خلیل بود و خلیل از ماده “خُلت” و بمعنای محبت و عشق است. او همه انسانها را حتی اگر خطا کار و گمراه بودند همچون جان خویش دوست میدارد و به رایگان به انسانها عشق می ورزد . حضرت ابراهیم(ع) با بزرگوارى، در مقابل سخنان درشت و سرد عمویش ‘آزر’ ، به او سلام کرد. قرآن کریم سخن او را چنین بیان مى فرماید: «سلام بر تو. من به زودى از پروردگارم برایت تقاضاى عفو مى کنم; چرا که همواره نسبت به من مهربان بوده است. – قال سلامٌ علیک ساستغفر لک ربّى انّه کان بی حفیّاً» .(مریم/۴۷) قوم لوط گرچه مستوجب عذاب و قهر الهی شناخته می شوند ولی ابراهیم به مجادله با فرشتگان عذاب می پردازد تا شاید خداوند از تنبیه قوم لوط بگذرد و به آنها فرصت زندگی و برخاستن دیگر ببخشد. به صراحت قرآن ؛ ابراهیم ، قلبی مملو از عشق و دلسوزی که خداوند او را حلیم و اهل مدارا خطاب می کند.(سوره هود/۴۷)
۵ ) سر آشتی با ظالم آگاه نداشت
حضرت ابراهیم بعد از اتمام حجت بر ظالمان ، و ادامه ظلم از سوی آنان ، بنای به دوستی نداشت. حضرت ابراهیم(ع)وقتى پافشارى عمویش “آزر” را بر آیین باطل دید و اینکه بت ها را ترک نمى گوید و بر کفرش باقى مانده است و با خداوند متعال دشمنى مى کنداز او تبرّى جست. چنانچه قرآن مى فرماید: «… فلمّا تبیّن له انّه عدوّ للّه تبرّأ منه انّ ابراهیم لاوّاه حلیم» (توبه/۱۱)
این اوصاف شخصیتی و حکومتی و دینی حضرت ابراهیم است. آیا این جمعیت کثیری که مدعیِ عنوانِ “ملت ابراهیم” را دارند ، به این امور پای بندند؟! آیا شرمنده “ابراهیم” نیستیم ؟
